خرید بک لینک
ادم شبا هرجا که دلش بخاد پرواز میکنه و صبح خودشو پخش بر تخت خابش پیدا میکنه...یه جوری انگار سقوط کرده باشه..هرچی ارتفاع بیشتر باشه صبح که میخواد بلند شه کوفته تر و خسته تره...میون روز هم بعضی وقتا جای کبودی روی بدنش میبینه که انگار اصلا یادش نمیاد چی شده بوده...اما امان از وقتی که شبا هم پروازی در کار نباشه..حتی دیگه صبح که بیدار میشه..در واقع بیدار نمیشه..در واقع خودش اونی نیست که بیدار شده..شبا دیگه پرواز نمیکنم...نکنه مُردم!

برچسب: نویسنده: کامیار احمدپور تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 13:32

خیلی کمرنگم اینروزا...اما خوبه دوس دارم...دوس دارم نه ببینم نه ببیننم...از فردا دیگه سرکارم نمیرم...اما حالم خوبه...دلم واسه اونجا و ادماش نمیدونم کی تنگ میشه ...اما داشتم ازشون میبریدم...بعضی جدایی ه

برچسب: نویسنده: کامیار احمدپور تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 13:32

صفحه بندی